نیمه شب و سپیده ام راه رهایی از تو نیست محدوده ی دو دیده ام راه رهایی از تو نیست بند تورا سنجیده ام راه رهایی از تو نیست قافیه و قصیده ام راه رهایی از تو نیست باد زمستانی سرد راه رهایی از تو نیست ورد زبان زن و مرد راه رهایی از تو نیست در تخت و پشت پنجره در کوچه و کتاب زیست همه تواند تو همه ای راه رهایی از تو نیست دینم که نامش نام توست راه رهایی از تو نیست دل که چنین کنعان توست راه رهایی از تو نیست خود مومنم کردی به عشق خود کافر از دین شده ای در دین و ایمانی دگر مومن تر از این شده
برچسب:
نویسنده: باربد صمیمی
تاريخ: پنجشنبه
29 مرداد
1405 ساعت: 4:36