خرید بک لینک
نیمه شب و سپیده ام راه رهایی از تو نیست محدوده ی دو دیده ام راه رهایی از تو نیست بند تورا سنجیده ام راه رهایی از تو نیست قافیه و قصیده ام راه رهایی از تو نیست باد زمستانی سرد راه رهایی از تو نیست ورد زبان زن و مرد راه رهایی از تو نیست در تخت و پشت پنجره در کوچه و کتاب زیست همه تواند تو همه ای راه رهایی از تو نیست دینم که نامش نام توست راه رهایی از تو نیست دل که چنین کنعان توست راه رهایی از تو نیست خود مومنم کردی به عشق خود کافر از دین شده ای در دین و ایمانی دگر مومن تر از این شده

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

کاش بجای بهار تو با فروردین می آمدی . کاش با این گریه های بی صدا می آمدی کاش با نسیمی از پنجره ها می آمدی کاش مانند غزل از دل تنگی بی هوا میشدی همسفر پرنده ها می آمدی کاش در لحظه ای بغض انگیز در حین دعا میرسیدی میشدی اجر خدا می آمدی کاش با گل دادن هر شاخه تو می آمدی کاش از آن سوی این دنباله رو می آمدی کاش در تیک و تک لحظه های آخر سال میرسیدی همصدا با سال نو می آمدی کاش با روییدن گل از زمین می آمدی مثل ماهی های عید ای بهترین می آمدی نظم دنیا گر نباشد کاش به جای بهار تو به همراه یک فروردی

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

توکه رفتی غریبانه ترین شهر جهان اهواز شد پیش پای رفتنت یک ماه آخر خاک شد ... بعد از آن روزی که رفتی در جنوب آشنایم آرزوی هر اصیل شهرمان پرواز شد !!! تو نیامدی ولی یادت میروید چو نخلی تو نیامدی ولی اهواز می داند که رفتی ..! سالها جای رطبها با دیار دل رفیقم بی تو اینجا در ولاتم چه غریبانه غریبم ... روی پل رنگی شهر هیچگاه بامن نرفتی ... من چو رود گرم کارون ، تو همان بوران و برفی! هیچگاه اینجا نبودی در خیابانهای این شهر؛ تو نیامدی ولی اهواز میداند که

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

مگر تو از برای دل قصه ی وفا بگویی ... خواب تورا دیدم در تیر تابستانگرفته ای دستم به زیر یک باران ...گویند جانا که تعبیر آن شوم استباران بی موقع پیک یک اندوه است...کار خدا را بین! خوابی که راحت بود رویای شیرینم ، تعبیر آن بد بود !آرام نشد قلبم ، ثانیه ای حتی سبد سبد غصه ؛ طبق طبق رویا مگر تو در رویا ؛خواب مرا ببینی تا بگذریم از هر تعبیر غمگینیاینبار در خوابت دست مرا بفشار باران نبارد باز!جان دلم نگذارتو خواب من را بین!تعبیر تو خوب است صاحب دعارا گو، که حالم آشوب است کل جهانی تو ؛ تعبیر تو

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

اهواز مرد ...! تو همه زمان نبودی تو نیامدی به شهرم صبح کارون خودکشی کرد با یه نخ سیگار بهمن سخت و قدرتمند نخلی که خم آورده به ریشه مثل بید ناز پرور لرز از تیشه به تیشه گاه در دستش گرفته نخ به نخ سیگار آتش گاه میگرید به سرعت در خزان اهواز تا عرش آه از پاییز شهرم! وضع بی سامان نینداز هر شبانگاهم به باران هر سحر با خاک اهواز باز آ باز آ دوباره شهر من نفس ندارد بعد از آن جنگ مقدس طاقت قفس نداردباز آ دیوانه ی من پل رنگی قهر کرده عشق تو کشته جهانم شهر من را قبر کرده باز آ برف سفیدم گرچه شهرم را

برچسب: نویسنده: باربد صمیمی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 4:36

صفحه بندی